محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

277

آثار عجم ( فارسى )

دست ، ظرفى است كه گويا به تحفه چيزى آورده‌اند و بعضى را بر روى دست ، جامه و لباس است كه گويا جامه‌دار است يا اينكه خيّاط است كه لباس دوخته و آورده ؛ و نيز صورتى است كه گويا فرّاش يا مير غضب باشد كه دست شخصى را گرفته و آورده و آن شخص ، امتناع از آمدن دارد ؛ مثل اينكه خلافى كرده باشد و مىخواهند او را به قصاص برسانند ؛ و صورتهاى مكرّر كه مثل يكديگرند ، بسيار منقوش در آنجاست . بالجمله ، اوضاع سلطنتى را به توسط آن نقوش بنموده‌اند و سياست « 1 » مدن را نيز نشان داده‌اند و در انتهاى پله‌هاى مذكوره ، جايى به شكل مثلّث واقع شده و در آنجا صورت شيرى است كه بر كفل گاوى جسته كه مىخواهد آن را بشكند و در عقب « 2 » سر آن شير و گاو ، چند شاخه گل با برگ ساخته‌اند و در فاصلهء هر از چند صورت از آن صور مذكوره ، شبيه درخت سرو نقش نموده‌اند تا فاصله باشد ميان هر صنفى از اصناف اشخاص مذكوره . [ الواح بدنهء مهتابى ] : و در آن بدنه مهتابى مذكوره ، دو لوح بسيار بزرگ از سنگ است كه در يكى ، خطّوطى نقش نموده‌اند در لوح ديگر ، خطّى نقش نشده ولى آن را صاف و هموار نموده‌اند از براى نوشتن و نقش نمودن خط ؛ گويا فرصتى نيافتند ، لهذا بىخط مانده است . و پيش از اين گفتيم كه در بدنهء آن مهتابى ، صورتهاى مكرّر مانند هم ساخته‌اند ؛ خاصه صورتهاى اشخاصى كه سپاهىاند ، همه بر حسب كلاه و لباس مانند يكديگرند ؛ لهذا ما ، بعد از اين ، در ورقهء على حده ، آن اشكال را بعضى دون ، بعضى بزرگ خواهيم كشيد و بجاى خود ، آن ورقه را در كتاب قرار مىدهيم ؛ و آن پلّه‌ها و صورتها و خطوط مذكوره در نقشهء شانزدهم ، آنجاست كه علامت « ش » است . اكنون نقشهء آن مهتابى كه چهل ستون روى آن بوده ، با نمايشى از آن پلّه‌ها و قطعه‌اى از حوض مذكوره را در ورقه برداشتم به نمرهء 20 .

--> ( 1 ) . يكى از جمله حكمتهاى عمّليه است و آن پاس داشتن ملك و حكم راندن بر رعيّت و منضبط ساختن و انتظام دادن كشور است . ( 2 ) . عقب : به كسر حرف دوم ؛ در لغت به معنى پاشنهء پاست و مجازا به معنى پشت سر و پس هر چيز استعمال مىشود .